۲۰ ثروتمند جهان!

20 ثروتمند جهان!

۱) جک ولش

نشریه فورچون در سال ۱۹۹۹ وی را «مدیر قرن» نامید. عمده شهرت خود را مدیون بازسازی و سازمان‌دهی شرکت جنرال الکتریک است که سطوح مدیریتی را از ۲۹ سطح به ۶ سطح کاهش داده، برخی حوزه‌های کسب‌وکار را تعطیل کرده و ‌درصد زیادی از زیردستان خویش را اخراج نمود. به‌رغم تاکتیک‌های قوی و بی‌پروای وی (به خاطر اخراج تعداد زیادی از کارکنان شرکت، به او «جک نوترونی» مشابه با بمب نوترونی لقب داده بودند)، توانست ارزش جنرال الکتریک را از ۱۲‌میلیارد دلار به ۲۸۰‌میلیارد دلار رساند که بزرگ‌ترین افزایش ارزش در هر شرکتی در زمان هر مدیرعاملی بوده است.

۲) استیو جابز

از بنیان‌گذاران شرکت اپل و رییس پیکسار که به عنوان یاغی و هنرمند و به همان اندازه مدیر تجاری، توانست یک سر و گردن بالاتر از سیلیکون ولی قرار گیرد. مجله فورچون او را «مرشد فرهنگی جهانی» نامید که مسوول تغییر شیوه‌ کار و اجرای موسیقی در جهان بوده است. با این‌حال او را به خاطر کارهایی از این قبیل هدف انتقاد قرار داده‌اند: گرایشات برتری‌جویانه، اعتبار زیردستان را برای خود خرج کردن، مدیریت خرد کسب‌وکار، ‌اخراج کارکنان از روی خشم و هر تعداد خلاف‌های اندک مثل پارک کردن مرسدس بنز خود در مکان مخصوص معلولان. ارزش خالص دارایی وی بیش از ۲۰‌میلیارد دلار برآورد می‌شود.

۳) سر ریچارد برانسون

ریچارد برانسون در سال ۱۹۷۲ و در سن ۲۲ سالگی، نخستین فروشگاه صفحه موسیقی خویش به نام ویرجین را در لندن افتتاح کرد و نخستین قراردادش را با مایک الدفیلد برای صفحات موسیقی ویرجین امضا کرد. سال بعد یکی از صفحات موسیقی الدفیلد روانه بازار شد و در تعداد میلیونی به فروش رفت که متنی کلاسیک از موسیقی آزمایشی الکترونیکی شد. پنج سال بعد، برانسون قراردادی با یک گروه موسیقی راک امضا کرد که سایر موسسات آنها را رد کرده بودند. برانسون علاوه‌بر فروشگاه‌های صفحه موسیقی و‌ شرکت هواپیمایی، به خاطر تلاش‌های رکوردگذار جهانی مشهور است و به اندازه سلطان تجاری بودن به خاطر بی‌باک بودنش مورد احترام است. او که شخصیت پرجذبه و قابلی پیدا کرده است در تعدادی از پرطرفدارترین نمایش‌های تلویزیونی ظاهر می‌شود. او یک سفینه فضایی نیز دارد. حداقل این که برانسون ثابت کرده است یک نفر می‌تواند در عین حال که یکی از ثروتمندترین و موفق‌ترین مردم جهان است، گرم و دوست‌داشتنی نیز باشد.

۴) سام والتون

سام والتون در سطرهای پایانی کتاب خود با عنوان «ساخت آمریکا» نوشت مهم‌ترین قانون در تجارت،‌ شکستن همه قوانین است. او همچنین گفته است، «من همیشه به خودم، به خاطر زیرپاگذاشتن قوانین کسان دیگر، افتخار می‌کردم و همیشه طرفدار انسان‌های سرکش و تک‌رویی بودم که قواعد من را به چالش می‌کشیدند.» رویکرد نوآورانه و جسارت‌آمیز وی به کسب‌وکار، تاسیس فروشگاه‌های زنجیره‌ای جهانی وال مارت بود که در سال ۲۰۰۲ توانست جای شرکت نفتی اگزان را به عنوان بزرگ‌ترین شرکت جهان بگیرد.

۵) بیل گیتس

این را دیگر همه می‌دانند که ثروتمندترین مرد جهان کسی است که از دانشگاه اخراج شد. بیل گیتس به جای اتمام تحصیلات در دانشگاه معتبر‌هاروارد، تصمیم گرفت به یک فعالیت پرریسک اشتغال ورزد و تمام وقت خویش را به کسب‌وکار کوچکی به نام «مایکرو سافت» اختصاص داد که با کمک هم‌کلاسی خود پل آلن تاسیس کردند. گیتس که از رویه‌های موجود منبع دسترسی باز توسعه نرم‌افزار رضایت نداشت، تصمیم به پولی کردن سیستم گرفت و درخواست اخلاقی برای منبع بسته کرد. او با تغییر قواعد توسعه نرم‌افزار،‌صنعت نرم‌افزار را به نحوی که امروزه می‌شناسیم تثبیت نمود.

۶) دونالد ترامپ

میلیاردر خودساخته، سلطان املاک و مستغلات و به عنوان کسی که قواعد را به وجود می‌آورد شناخته می‌شود. در بین قواعد ترامپ برای موفقیت، این واژه‌ها را پیدا نخواهید کرد: شرم، بخشندگی، هم‌دردی یا مهربانی. دونالد ترامپ، رییس اصالتا قلدر ضعیف‌کُش، یک نماد فرهنگی و یکی از مشهورترین مردان جهان است. از مقایسه عکس‌های تبلیغاتی وی در سال‌های اولیه شهرت یافتن وی با تسلط اخیر وی در صحنه جهانی، روشن می‌شود که ترامپ چهره مشخصا رذیلانه‌ای پیدا کرده است. در حالی که هیچ کس رهبری ترامپ را در کسب‌وکار زیرسوال نمی‌برد، شهرت وی، اگر نه ثروت وی، بیش از آنکه ناشی از معاملات تجاری خاص یا تصمیمات حرفه‌ای باشد به خاطر تصویر «رییس پست فطرت» و زندگی شخصی پرسرو صدای وی بوده است.

۷)‌ هنری فورد

پدر خودروهای امروزی،‌ بنیانگذار شرکت خودروسازی فورد‌ و مخترع خط مونتاژ متحرک خودرو، رهبر تجاری کاملا غیرمتعارفی بود. هنری فورد با پافشاری بر تولید انبوه خودروهای ارزان برای یک بازار گسترده، زمانه خویش و نیز سرمایه‌گذاران را به چالش کشاند. او دستمزدی بسیار بیشتر از آنچه مرسوم بود به کارکنان شرکت پرداخت که این کار را «مشوق دستمزد» نامید و بدین وسیله توانست نیروی کار قوی را جذب و نگه دارد. فورد از «سرمایه‌داری رفاهی» حمایت می‌کرد و علاقه غیرمعمولی به وضعیت زندگی کارکنان نشان داد و آنها را ملزم به زندگی طبق قوانین تعیین شده در «واحد جامعه‌شناختی» خود می‌کرد، به طوری که چگونگی گذراندن ساعات فراغت آنها را مشخص و محدود می‌ساخت. ریسک‌های وی نتیجه داد و شرکت فورد به ترسیم چشم‌انداز مدرن شهری کمک کرد.

8) ری کراک

ری کراک نخستین رستوران مک دونالد را باز نکرد. او صرفا یک شرکت کوچک خانوادگی را به حق امتیاز جهانی چند‌میلیارد دلاری تبدیل نمود. استعداد کراک مثل هنری فورد و قبل از او این بود که راهی پیدا کرد تا کالاهای با کیفیت را به یک بازار انبوه وارد کند. او با معرفی خط مشی‌های اکید برای چگونگی تولید و فروش اقلام غذایی، انقلابی در صنعت رستوران به وجود آورد. او فروش همبرگر را به یک علم تبدیل کرد و حتی صاحبان حق امتیاز خود را مجبور به گذراندن لیسانس همبرگرشناسی در موسسه آموزشی مک دونالد کرد. اما ‌کراک بر خلاف فورد، به خاطر پرداخت دستمزد تا حد امکان اندک به کارکنانش مورد انتقاد واقع شد و متهم گردید که سعی در دور زدن قوانین حداقل دستمزد را داشت.

۹) لی کا شینگ

ماجرای لی کا شینگ، ماجرای آمریکایی واقعی است: سخت‌کوشی، ‌عزم استوار و انتخاب‌های هوشمندانه که او را از فقر خارج ساخت و به محیط زیست اهمیت می‌دهد. تنها تفاوت این است که شینگ از چین است. ثروتمندترین مرد در هنگ کنگ، مجله فوربس ارزش خالص دارایی‌های شینگ را ۵/۲۶‌میلیارد دلار گزارش کرده است. برای مردی که دیپلم دبیرستان ندارد چنین ثروتی بد نیست. او هنوز به گذشته معمولی خویش وفادار مانده است (خانواده‌اش هنگامی که ژاپن چین را اشغال کرد از کشور فرار کردند) و ترجیح نمی‌دهد ثروت خویش را به رخ بکشد. او به آرامی و مطبوع سخن می‌گوید و از کفش و ساعت ارزان قیمت استفاده می‌کند. در عین حال نظم و انضباط وی و جهت‌گیری روشن در کسب‌وکار باعث شده که لقب سوپرمن به وی بدهند. با اینکه ترکیبی منحصربه‌فرد از شرق و غرب جهان است کاملا به هیچ قالبی در نمی‌آید.

۱۰) روپرت مورداک

سلطان رسانه‌های خبری و یکی از قدرتمندترین مردان جهان با مالکیت شرکت‌های بسیاری از قبیل نیوز کورپرویشن، فاکس نیوز و نیویورک پست،‌ روپرت مورداک ۱۰۹‌مین مرد ثروتمند جهان است و مقام اعظم در رتبه کاتولیکی سنت گریگوری کبیر (لقبی که پاپ جان پل دوم به این استرالیایی – آمریکایی اعطا کرد هر چند که مورداک پروتستان است) وی به خاطر قدرت بسیار زیادی که در رسانه‌ها کسب کرده و استفاده غیراخلاقی از اموال خود در مسیر دیدگاه‌های سیاسی دست راستی خویش، مورد انتقاد وسیعی واقع شده است. او در سراسر فعالیت کارآفرینی خویش، منافع رسانه‌ای و سیاسی خویش را با ترسیم دقیق یک خط متوازن ساخته است، اما همیشه بدون حادثه نبوده است.

۱۱) کری پاکر

وقتی که در سال ۲۰۰۵ کری پاکر از دنیا رفت ثروتمندترین مرد در استرالیا و سهام‌دار اصلی شرکت نشر و پخش بود. وقتی پدر وی فرانک پاکر، سلطان رسانه از دنیا رفت،‌ کری امپراتوری خانوادگی را به ارث برد که اگر به خاطر اختلاف خانوادگی نبود به برادر بزرگ‌ترش کلاید می‌رسید که با عزیمت او به آمریکا اختلاف خاتمه یافت. کری پاکر که رقیب قسم‌خورده غول رسانه‌ای روپرت مورداک بود اغلب با اتهامات مختلف روبه‌رو می‌شد تا جایی که متهم به فرار مالیاتی،‌ جنایت سازمان یافته و قاچاق مواد مخدر شد، اگر چه پاکر سرانجام از تمام اتهامات تبرئه شد هنوز در استرالیا به عنوان کسی که در جنایات سازمان یافته نقش داشته است به یاد آورده می‌شود.

۱۲) آندرو کارنگی

مهاجر فقیر اسکاتلندی که با تشخیص نیاز به تغییر، توانست به ثروتمندترین مرد در آمریکا تبدیل شود. او خود را با بازارهای در حال توسعه تطبیق داد، سرمایه‌گذاری سنگینی در فناوری‌های نو کرد و هراسی نداشت که توصیه‌های خویش را زیر سوال ببرد.
در سن ۳۳ سالگی، بیمناک از این‌که عمر خود را وقف ثروت‌اندوزی کردن، راحتی و آسایش را از وی سلب کرده است، نامه‌ای به خودش نوشت و توصیه نمود که دنیای کسب‌وکار را در عرض دو سال برای همیشه ترک کند. نیازی به گفتن نیست که او به این توصیه عمل نکرد. این تنها باری نبود که حرف و عملش با هم همخوانی نداشت. برای مثال، کارنگی در توجه صریح به برابرطلبی سیاسی و حقوق کارگران در تشکیل اتحادیه نظیر نداشت؛ اما او تاکتیک‌های ضد اتحادیه‌ای هنری فریک را تایید کرد که منجر به مرگ تعداد نامعلومی در جنگ هوم‌ستید شد. کارنگی تلاش کرد به این شعار خود که «انسانی که ثروتمند می‌میرد بدنام شده می‌میرد»، عمل کند: او در زمان مرگش،‌ ۳۵۰‌میلیون دلار عمدتا برای ایجاد کتابخانه‌های عمومی و پشتیبانی از نهادهای علمی اهدا کرد.

۱۳) بوریس برزویسکی

نسبت به اکثر بخش‌های جهان،‌ فساد بخش شناخته‌شده‌ای از تجارت و سیاست در روسیه است، البته تجار و سیاستمداران معمولا از اشاره به جنبه شرارت‌بار جاه‌طلبی‌های خود خودداری می‌ورزند، اما ‌بوریس برزویسکی یک استثنا است. در حالی که این میلیاردر همه اتهامات در رابطه با ارتباطات خود با فعالیت‌های جنایی را رد می‌کند، او علنا تهدید کرده است جای ولادیمیر پوتین را «با زور» می‌گیرد. برزوسکی کمک کرد تا پوتین به قدرت برسد و اکنون او را متهم به جنایت می‌کند.
تعجبی ندارد که برزویسکی هدف عملیات ترور قرار گیرد. او عضو برجسته آکادمی علوم روسیه بود. قبل از این‌که از خرید و فروش خودرو به ثروت هنگفتی دست یابد کتاب‌ها و مقالات بیشماری درباره ریاضیات کاربردی منتشر ساخت. او در حال حاضر به نام پلاتون النین و با پناهندگی سیاسی در لندن زندگی می‌کند.

۱۴) ارکادی کوهلمان

او خود را «از نوع بچه بدهای» تشکیلات بانکداری می‌نامد. ارکادی کوهلمان که بنیانگذار و رییس اجرایی ای ان جی دایرکت یکی از بانک‌های با رشد بالا در آمریکا است می‌گوید او حتی بانک‌ها را دوست ندارد و از کارت‌های اعتباری متنفر است. کوهلمان جدای از «انرژی‌بخشی» به صنعت بانکداری،‌ یک شورشی با ذهن قوی است که بانک خود را بدون دستگاه‌های خودپرداز یا شعبات رنگ و وارنگ اداره می‌کند. همه معاملات به صورت الکترونیکی بدون نیاز به حداقل سپرده یا کارمزد از مشتری انجام می‌شوند. کوهلمان می‌گوید که وی برخلاف اکثر مدیران مالی قصد دارد به مردم کمک نماید تا پول‌شان را پس‌انداز کنند نه این‌که خرج کنند. او می‌خواهد پس‌اندازکردن پول را «مطلوب سازد.»

۱۵) میکائیل دل

میکائیل دل یکی از مهم‌ترین نوآوران صنعت رایانه شناخته می‌شود که با کاهش واسطه و فروش مستقیم رایانه شخصی به مصرف‌کننده، به مصرف‌کنندگان اجازه داد تا با تلفن یا نامه، دستگاه‌ها و تجهیزات را سفارش دهند. او که از دانشگاه اخراج شد یکی از سه تولیدکننده اصلی رایانه شخصی و یکی از مردان ثروتمند جهان است. (اگر ارزش ویژه دارایی‌های وی را مقایسه کنید به نظر می‌آید که دل می‌تواند ۶ تا ۷ دونالد ترامپ را بخرد.) برخی از رقبای دل، به مدل تجاری منحصربه‌فرد وی طمع کردند، اما بدون اینکه موفقیتی به‌دست آورند. او القابی مثل «مرد سال» را از مجله PC، «مدیر عالی در کسب‌وکار آمریکا» از نشریه Worth و «کارآفرین سال» از مجله Inc دریافت کرده است. تارنمای دل کام، یکی از بزرگ‌ترین سایت‌های تجارت الکترونیکی مصرفی در فضای مجازی است.

۱۶) رومن آبراموویچ

برخی زمان‌ها او را «الیگارشی آرام» می‌نامند، پانزدهمین مرد ثروتمند جهان همیشه چشم خود را روی روابط پنهانی بسته است. رومن آبراموویچ که وزنه‌ای در صنعت نفت روسیه و مالک باشگاه فوتبال چلسی است با تصمیمات تجاری متهورانه و اغلب حیرت انگیز خود جهان را تحت‌تاثیر قرار داده است. با وجود اتهامات وارده به وی که ثروتش را از راه بدبخت کردن دیگران به دست آورده است، مجله اکسپرت، آبراموویچ را مرد سال روسیه معرفی کرد و جایزه مرتبه افتخار را به خاطر کارهای نیکوکارانه برای توسعه منطقه چوکتکا دریافت کرد که نماینده و فرماندار آن منطقه نیز هست. آبراموویچ قبل از رسیدن به چهل سالگی معاملات تجاری چند میلیارد دلاری انجام می‌داد. او تایید کرده است که میلیاردها دلار بابت زد و بندهای سیاسی پرداخته است.

۱۷) جف بزوس

آمازون کام، یکی از پیشتازان تجارت الکترونیکی است که ابتدا برای کتاب استفاده می‌شد. اینک یکی از پیشتازان در توسعه وب شده است که چگونگی خرید و فروش هر چیزی از فیلم و موسیقی و لوازم آرایش و وسایل منزل را تغییر داده است. آمازون با اکتشاف و کاربرد فناوری‌هایی از قبیل آمازون کیندل و آمازون مکانیکال ترک، چگونگی مطالعه کتاب و تعامل مصرف‌کنندگان با رهبران بازار را تغییر داده است. جف بزوس، مردی که در پشت این پدیده است می‌گوید بیشتر موفقیت خود را مدیون شانس و اقبال و کشف شهودی بوده است. بزوس همیشه یک چشم به مشتری داشته است و ریسک‌های زیادی را پذیرفته که برخی اوقات به نفع آمازون نبوده است. با این حال او موفق به هدایت آمازون از میان بحران دات کام در دهه ۱۹۹۰ شد که توانست یکی از معدود ستون‌های بادوام وب شود. بر خلاف مدیران سایر سایت‌های پیشتاز وب مثل eBay، یاهو و گوگل، جف بزوس پست اجرایی خود را از آغاز یعنی زمانی که فقط کتاب می‌فروخت، حفظ کرده است.

۱۸) سرگئی برین و لری پیج

این دو با هم دوره دکترا را در استنفورد دنبال می‌کردند که موتور جست‌وجوی گوگل را توسعه دادند و شرکت سهامی گوگل را تاسیس نمودند و دو مرد ثروتمند جهان شدند. در سال ۲۰۰۷ در کنار اریک اشمیت، کسی را که استخدام کردند تا به آنها در مدیریت گوگل کمک کند طبق فهرست جهانی مجله PC مهم‌ترین افراد در وب هستند. آنها سرمایه‌گذاران شرکت تسلا موتورز شده‌اند که قصد تولید خودروهای پیشرفته الکترونیکی را دارد. آنها یک بوئینگ ۷۶۷ نیز خریده‌اند که به یک هواپیمای مدیریتی بسیار بزرگ مبله شده لوکس تبدیل شده است. آنها هنوز به طور رسمی در دوره مرخصی از تحصیل دکترای خود در استنفورد به‌سر می‌برند.

۱۹) اینگوار کامپارد و خانواده

بسیاری از میلیون‌ها نفری که از صدها فروشگاه IKEA در سطح جهان خرید می‌کنند نمی‌دانند که دو حرف اول این فروشگاه زنجیره‌ای اثاثیه منزل از حروف نخست اسامی «اینگوار» و «کامپارد» گرفته شده است. (دو حرف آخر نیز از مزرعه الماتارید و دهکده آگونارید که او به دنیا آمده بود، گرفته شده است) یکی از نوآوری‌های اساسی در پشت موفقیت IKEA شیوه کامپارد در یافتن راه‌هایی برای کاهش دادن هزینه‌ها است، در حالی که طرح‌های اصیل و صاحب سبک ارائه می‌کند که به راحتی به منزل برده شده و قابل پیاده کردن است. کامپارد به خاطر خست و صرفه‌جویی معروف است. با این‌که ثروتمندترین مرد اروپایی در جهان شناخته می‌شود (البته ثروت وی از لحاظ قانونی متعلق به کل خانواده است) او ترجیح می‌دهد با یک ولووی قدیمی رانندگی کرده و در قسمت اکونومی کلاس سفر کند.

۲۰) جورج سوروس

جورج سوروس ادعا می‌کند که از طریق تحلیل‌گری مالی در وال استریت شروع به پول درآوردن کرد تا بتواند ثروت کافی برای پرداختن به علایق خویش که نویسندگی و فلسفه بود پس‌انداز نماید. او از اندیشه‌های فیلسوف بزرگ انگلیسی سر کارل پوپر تاثیر فراوانی پذیرفت که کتاب «جامعه باز و دشمنان آن» پوپر باعث شد تا سوروس موسسه جامعه باز را تاسیس کند نهادی که هدفش «شکل‌دهی به سیاست عمومی برای ترویج حکمرانی دموکراتیک، حقوق بشر و اصلاحات اقتصادی، حقوقی و اجتماعی» اعلام شده است. سوروس به خاطر عمل نکردن به ایده‌آل‌های شفافیت خود مورد انتقاد قرار گرفته است، چون موسسه جامعه باز، بیش از آنچه قانون تکلیف کرده است از فعالیت‌های خود را افشا نکرده و اهداف مطلقا سیاسی را دنبال می‌کند. البته اکثر آن انتقادات از جانب کسانی می‌آید که هوادار دموکرات‌ها نیستند.

منبع: Salijoon

Tags: , , , , , , , , , , , , ,

شهروند دیجیتال؛ دروغ یا واقعیت

به نظر شما شهروند دیجیتال چیست؟ جامعه مجازی چگونه تعریف می‌شود؟! آیا تا به حال به گوش شما اسم شهر مجازی خورده است ؟ آیا افراد در اینترنت همانگونه‌اند که در جامعه واقعی هستند ؟! آیا جامعه دیجیتال به معنای واقعی شهروند دارد ؟!

تعریف شهر و شهرک به جایی بر می‌گردد که در آن تعریف می‌شود “مجموعه ای از افراد که در کنار یکدیگر زندگی می‌کنند و مشغول به کار هستند تا نیاز یکدیگر را رفع کنند.”  این ساده ترین تعریف است . در این تعریف همانطور که می‌بینید کلمه “افراد” نقش مهمی دارد و کلمه افراد هیچ گونه خواصی ندارد.

و این که افراد جمع فرد است چیزی کاملاً بدیهی است. پس تمام قضایا به فرد بر میگردد. و جامعه در هر اندازه (از شهرک تا کشور) از فرد متشکل شده است و فرد نقش کلیدی در این تعاریف دارد.  اما این قضیه شاید تنها محدود به جامعه واقعی باشد و مربوط به جامعه صف و یک‌ی نباشد .

امروزه جامعه‌های مجازی زیادی وجود دارند، از جامعه‌های پرجمعیتی به نام فیس‌بوک و تویتتر تا جامعه‌های کوچک‌تری به نام‌های مختلف و افراد در این جامعه‌ها مشغول به یک کار خاص هستند. ارتباط با دوستان، بازی‌های آنلاین، تجارت و کسب و کار .

اما در این مجامع مجازی که در حقیقت وجودی ندارند، شهروند و فرد کیست؟ ویژگی یگانگی این فرد چیست؟ و از کجا معلوم یک نفر در یک جامعه واقعی دارای چندین شخصیت مجازی نباشد؟! بسیاری از سایت‌های اجتماعی هویت افراد را به ایمیل مشخص می‌کنند، بدین معنی که هر ایمیل ، نشان دهنده یک فرد است، اینگونه جوامع زیاد هستند! از این‌گونه جوامع که کاربران را بر حسب ایمیل می‌شناسند بسیار زیاد هستند و مشکل عمده آنها هم ثبت نام بیش از چندین نفراست.

با این حساب بعضی دیگر از جوامع به جای ایمیل از ip کاربر به عنوان یکتایی آن استفاده می‌کنند . ip یک دسته از اعداد هستند که هر کامپیوتر دارای شماره یکتایی از آن است. اینip ها توسط شرکت های ارائه دهنده سرویس اینترنت isp ها لزوماً به کاربر ارائه می‌شود. اگر چه این مورد نسبت به مورد قبلی بهتر است؛ اما چند نکته در خور ذکر دارد .

نخست آنکه ip یک حریف شخصی است. علی‌رضا شیرازی مدیر سایت بلاگفا در وبلاگ شخصی خود می نویسد که :

آی پی کاربران (IP Address) جزو اطلاعات خصوصی آنهاست.

بهره بردن از ip مخصوص سایت های آماری (از جمله شمارنده‌ها ، نظر سنجی‌ها و…) است تا بتوان نتایج دقیق‌تری از افراد بدست آید .

دوم آن که شاید این قضیه پیش آید که هر کاربر دارای دو یا چند رایانه باشد! در این حالت باز نمی‌توان به تعریف فرد در اجتماع واقعی رسید !

البته امروزه سایت‌های جدید از فناوری‌های دیگر(مانند شماره آی‌دی کارت) استفاده می‌کنند تا کاربرانشان را بتوانند راحت‌تر “فرد دنیای دیجیتال” معرفی کنند اما باز نمی‌توان نکته ای را از ذهن حذف کرد .

و آن نکته این است که شهروند دیجیتالی همانند شهروند عادی یکتا نیست و ممکن است روزی با وسیع شدن پهنه اینترنت در میان مردم، چندین برابر تعداد واقعی ما شهروند دیجیتالی داشته باشیم .

Tags: , , , , , , , , ,

جشن ۴۰ سالگی اینترنت

همیشه گفته شده سفر چند هزار مایلی با یک قدم شروع می شود. اما برای اینترنت گام اول بیشتر شبیه یک لغزش بود.

در ساعت ۹ شب ۲۹ اکتبر ۱۹۶۹ مهندسین دانشگاه کالیفرنیا در لس آنجلس و موسسه تحقیقاتی استنفورد که ۴۰۰ مایل با یکدیگر فاصله داشتند آماده مبادله اطلاعات بین نودهایی (node) که آرپانت نام داشت شدند.

آرپانت مخفف یک پروژه تحقیقاتی بود که کارفرمای آن “آرپا”، آژانس پروژه های تحقیقات پیشرفته وزارت دفاع آمریکا، بود.

یک کارشناس کامپیوتر بنام چارلی کلاین تلاش می کرد از راه دور وارد “سیستم داده های علمی” واقع در موسسه تحقیقاتی استنفورد شود تا این شبکه نوپا را آزمایش کند.

کلاین حرف ال را تایپ کرد و سپس تلفنی از همکارش بیل دووال که در استنفورد بود پرسید آیا حرف ال وارد سیستم شده است.

پاسخ مثبت بود.

کلاین سپس حرف او را تایپ کرد. پاسخ دووال باز هم مثبت بود.

کلاین حرف جی را تایپ کرد. دووال تنها توانست بگوید سیستم قفل کرده است.

آنها ساعت ده و نیم شب بار دیگر آن را به راه انداختند و همه چیز خوب پیش رفت. پس از این نخستین گام اشتباهی، این شبکه تقریبا دیگر هرگز گامی اشتباه برنداشت و بعدها هم تاریخ ساز شد.

تغییرات بزرگ

دکتر لری رابرتز دانشمند دانشگاه ام آی تی چهل سال پیش از واشنگتن ناظر این پروژه بود. مهندسینی که آرپانت را راه انداختند، در واقع طرح او را عملیاتی کردند.

اما او به بی بی سی نیوز می گوید واکنش اولیه به آرپانت به هیچ وجه مثبت نبود.

“آنها فکر می کردند که این ایده بسیار بدی است.”

باب تیلور رئیس بخش “تکنیک های پردازش اطلاعات” آرپا امیدوار بود با ساخت آرپانت وضعیتی سرسام آور که در آن هر موسسه ای که او با آنها کار می کرد خواستار قدرت کامپیوتری بیشتر بودند پایان یابد.

او می گوید: “در آن زمان کامپیوترها اصلا با هم قابل تطبیق نبوده و انتقال اطلاعات دردسر زیادی داشت.”

این موسسات نخست با آرپانت مخالف بودند زیرا نمی خواستند کنترل منابع کامپیوتری خود را از دست بدهند.

اما به گفته دکتر رابرتز آنها زود فهمیدند آرپانت توانایی کامپیوترهای آنها را به میزان قابل توجهی تقویت می کند.

دکتر رابرتز می گوید “آنها سریع متوجه شدند که این سیستم نفع زیادی دارد.”

این سیستم هدف باب تایلور برای کاهش هزینه های مصرفی کامپیوترها را نیز محقق می کرد.

در آن روزها خیلی پیش از آنکه مزایای شبکه اینترنت روشن شود، دکتر رابرتز و همکارانش احساس می کردند شبکه اینترنت آبستن اتفاقات خارق العاده ای است.

او می گوید: “ما می دانستیم که اگر بتوانیم همه اطلاعاتی که جمع آوری می کردیم را به هم متصل کنیم تحقیق و توسعه و تجارت شکل و ماهیت دیگری پیدا خواهد کرد.”

تقسیم اطلاعات

آرپانت در دهه ۷۰ به اینترنت تبدیل شد اما تغییرات بیشتر ظاهری بود. تحول اساسی تکنولوژیک که اینترنت را به راه انداخت عصر یکی از روزهای اکتبر رخ داد.

آرپانت هزینه زیادی داشت و بسیاری از آن استفاده نمی کردند.

دکتر رابرتز می گوید: “چون ما شیوه بکارگیری بهینه از آن را نمی دانستیم هزینه زیادی برایمان داشت.”

“ما می دانستیم باید به جای ایجاد یک کانال ارتباطی جدید، از سیستم های موجود استفاده کنیم.”

تحلیلهای دکتر رابرتز نشان داد که تنها یک پانزدهم از ظرفیت خط تلفن استفاده می شد.

او نتیجه گرفت که بهتر است راهی برای استفاده از خطوط تلفن برای انتقال اطلاعات کامپیوتری پیدا شود.

البته دکتر رابرتز تنها کسی نبود که این شبکه را براه انداخت. دانلد دیویس دانشمند بریتانیایی نیز در لابراتوار ملی ان پی ال از این تکنیک استفاده کرده بود.

راجر اسکتنلبری یکی از همکاران دکتر دیویس می گوید: “ما متوجه شدیم اگر اطلاعات بطور تدریجی و در حجم های کوچک وارد شوند، سریع می توان آنها را طبقه بندی کرد. اما اگر پیام بزرگی در راه باشد، قبل از هر چیز باید صبر کرد تا به انتها برسد.”

دکتر دیویس و همکارانش به جای تئوری پردازی وارد عمل شدند.

“ما می خواستیم نشان دهیم که این سیستم قابل اجرا است. اما دانلد به سرعت متوجه شد برای آنکه تاثیر گذار باشد باید سیستم عملیاتی مناسبی داشته باشد. به این ترتیب ما شبکه ای ساختیم که در ابتدای ۱۹۷۰ وارد عمل شد.”

او به بی بی سی نیوز گفت: “اول که شبکه را در لابراتوار درست کردیم خود را به خطوط تلفن محدود نکردیم. ما خطوطی قوی درست کردیم و هر کدام یک و نیم مگابایت ظرفیت داشتیم که در آن موقع همه فکر می کردند دیوانه کننده است.”

آرپانت از آن دو نود به سرعت گسترش پیدا کرد و تا دسامبر ۱۹۶۹ به ۴ نود رسید. در سال ۱۹۷۲ شد ۳۷ نود و به تدریج شبکه ها به یکدیگر وصل شدند و اینترنت یعنی شبکه ای از شبکه ها خلق شد.

اما دکتر رابرتز هنوز ماموریتش تمام نشده است.

او اکنون مشغول طراحی پروژه ای برای چهل سال بعدی اینترنت است.

این پروژه شامل امنیت، عدالت و سرعت بیشتر اینترنت و توانایی بکارگیری در امور حساسی همچون جراحی از راه دور است.

منبع: سایت ایرانیان انگلستان

Tags: , , , , , , , ,

شیشه خطری است که ایران را تهدید می کند

به گفته مدیر کل امور اجرایی ستاد مبارزه با مواد مخدر، حجم مواد مخدر نسبت به مواد صنعتی کمتر شده اما عرضه آنها راحت‌تر شده است چرا که امروز مصرف شیشه به عنوان خطر جدی برای کشور محسوب می‌شود.

به گزارش سلامتیران، محمدمحمود زاهدیان در مراسم میزگرد تخصصی مقابله با عرضه افزود: اقدامات دستگاه‌های مقابله با مواد مخدر هماهنگ نبوده است چرا که به عنوان مثال قاچاقچی در مرز دستگیر می‌شد و پس از مدتی از زندان مرخصی می‌گرفت و دوباره دستگیر می‌شد. بنابر این نیاز است در حوزه دستگاه‌های مرتبط با مواد مخدر فرهنگ سازی صورت گیرد و این دستگاه‌ها باید بودجه‌های خود را هدفمندتر هزینه کنند. وی ادامه داد: درگیر شدن سازمان‌های مردم نهاد در کنار نیروهای انتظامی بخش دیگری از مقابله با عرضه را تشکیل می‌داد. همچنین در درمان به خاطر قطع ارتباط قاچاقچی با مصرف کننده اقدامات خوبی انجام شده است. مدیر کل امور اجرایی ستاد مبارزه با مواد مخدر با اشاره به اینکه هر سال ۲۰ درصد به میزان کشفیات مواد مخدر افزوده شده است، خاطرنشان کرد: کشفیات مواد مخدر از سال ۵۸ سالانه میانگین ۴هزار کیلو هروئین، ۵هزار و ۳۰۰ کیلو مرفین، ۱۲۰ هزار کیلو تریاک و ۲۵هزار کیلو حشیش بوده است و جمع کل این کشفیات طی ۲۸ سال گذشته ۵میلیون تن بوده است. از طرفی، انواع مواد مخدری که در سال‌های گذشته کشف شده به لحاظ افزایش تولید سالانه در افغانستان روند صعودی داشته و در زمان طالبان فقط ۱۸۵ تن مواد مخدر در سال در افغانستان تولید می‌شد که این میزان در سال گذشته ۶هزار و ۹۰۰ تن بوده است.زاهدیان تصریح کرد: تعداد عملیات‌ها و درگیری‌های مسلحانه از دهه ۶۰ تاکنون ۲۱ هزار و ۸۳۶ مورد بوده است که در این عملیات‌ها تعداد ۶ هزار و ۴۵۹ نفر از اشرار دستگیر شدند و بیش از ۳هزار و ۶۲۵ شهید و ۲هزار زخمی در مبارزه مأموران نیروهای انتظامی با قاچاقچیان مواد مخدر به جا مانده است.وی با بیان اینکه در حال حاضر در افغانستان کارگاه‌های تولید هروئین به کارگاه‌های تولید کراک با درجه خلوص بالا تبدیل شده است، اضافه کر: این امر پیچیدگی مبارزه با مواد مخدر را سخت‌تر می‌کند. وی با اشاره به اینکه آیا دیوارکشیدن بین مرزها می‌تواند ما را از ورود مواد مخدر مصون بدارد، تصریح کرد: در این چندسال نزدیک به یک میلیارد و ۳۰۰ میلیون دلار هزینه اقدامات مهندسی مرزها شده اما باتوجه به اینکه آمار نشان می‌دهد سال گذشته ۷۰۰ تن کشفیات داشته‌ایم و امسال ۲۵ درصد زیادتر شده، ورود مواد مخدر به کشور آسان‌تر شده است.ملکی تصریح کرد: هر روز تقاضا برای مصرف مواد مخدر در کشور افزایش می‌یابد لذا آمار عرضه هر روز زیادتر می‌شود و تعریف تجارت نیز همین است که اگر تقاضا نباشد عرضه‌ای نیست و ورودی مواد مخدر نخواهیم داشت.مدیر کل امور اجرایی ستاد مبارزه با مواد مخدر با اشاره به اینکه ورود کاروان‌های مواد مخدر به کشور از طریق مرزها با اقدامات قانونی که از یک مرحله کنترل به ۳ مرحله سخت‌تر شده است، تصریح کرد: سخت‌تر کردن قانون ورود کاروان‌های مختلف به کشور موجب تجزیه کاروان‌های بزرگ مواد مخدر به کاروان‌های کوچکتر شده و این امر موجب بالارفتن هزینه ورود مواد مخدر به کشور شده است اما باید توجه داشت با وجود این افزایش هزینه در حمل و نقل قیمت مواد مخدر ۲۵ تا ۳۰ درصد در کشور کاهش یافته است و این هیچ توجیهی ندارد. آمار کشفیات مواد مخدر در سال ۵۹ ، ۱۸ تن بود که در حال حاضر پس از ۳۰ سال ۷۰۰ تن شده است و این پیام دارد.وی افزود: وقتی می‌گوییم دیوار کشیدن به اتمام خواهد رسید این موضوع برای مردم توقع ایجاد می‌کند که اگر تمام شود دیگر مواد مخدر به کشور نمی‌آید اما در حال حاضر مردم ورود مواد مخدر را راحت و مواد مخدر را در دسترس می‌بینند و این تناقض باید توسط مسئولان حل شود.ملکی خاطرنشان کرد: در بخش همکاری‌های منطقه‌ای و بین‌المللی نیز نه تنها خیلی تأثیرگذار نبودیم بلکه حتی مرزبان کشورهای همسایه نیز بوده‌ایم لذا در این زمینه باید به صورت عملی یک نقش هماهنگی برای سایر کشورها را تبیین کنیم.

منبع: پایگاه اطلاع رسانی سلامت ایران

Tags: , , , ,

دهکده آی‌تی و تجربه یک نویسنده دیگر!

اگر از دنبال کنندگان همیشگی دهکده آی تی باشید میدانید این وبلاگ، وبلاگی تخصصی در زمینه های مختلف اینترنتی است که مدیریت اصلی آن یعنی محمدعرفان عزیز به تنهایی تا به امروز مسئولیت آن را به عهده داشته و الحق و الانصاف بخوبی آن را پیش برده است. مطالب، موضوعات و بررسی هایی که در این وبلاگ مشاهده کرده اید، همگی این مطلب را میرسانند که محمدعرفان بسیار بر وبلاگ خود حساس بوده و مطالب آن را یا بر اساس تجربه های شخصی خود به نگارش آورده و یا از مطالب پر مخاطب دنیای اینترنت استفاده نموده است و این خصوصیت، من کاربر دیروز و به لطف مدیریت، نویسنده امروز دهکده آی تی را بر این میدارد که در انتخاب مطلب خود کمال دقت را داشته باشم. البته عرفان عزیز، با خصوصیاتی که از او سراغ دارم به دوستان خود بیشتر از هر چیزی اهمیت میدهد و این اصل بیشتر از هرچیزی او را از دیگر دوستان من متمایز می سازد.

بگذارید از رسمی صحبت کردن های همیشگی کنار برویم و دوستانه همدیگر را بشناسیم : )

من سعید حبیبی هستم که از امروز افتخار مدیریت این وبلاگ را در کنار آقای شمسی بر عهده دارم. در زمینه های اینترنتی چند سالی است که فعالیت دارم و به کارهای برنامه نویسی از جمله پی اچ پی و طراحی ظاهری سایت و همچنین ای جکس ( جی کوئری ) مشغول هستم. در کنار این موارد تجارت الکترونیکی را نیز پیش بردم و تا کنون توانسته ام تقریبا به مدارج خوبی در این زمینه برسم که مدرک دانشگاه امیرکبیر میتواند بالاترین آنها باشد. به وبلاگ نویسی علاقه بسیاری داشته و دارم، اما شرایط تا کنون مانع از این شده بود که بتوانم در این صحنه هم حرفهایی برای گفتن داشته باشم که دوست عزیزم عرفان این موقعیت را در اختیار بنده قرار داد تا بتوانم با دست پر در کنار شما باشم. دیگر بیشتر از این مصدع اوقات شریفتان نمیشوم. برای ارتباط با من میتوانید از گزینه های زیر استفاده کنید که بیشتر از همه در توئیتر فعال هستم : )

موفق و پیروز باشید/.

مطالب مرتبط:

Tags: , , , , , , ,

چگونه بیل گیتس در دفترش کار می‌کند؟ [ از زبان خود بیل گیتس ]

http://ibox.ir/wp-content/plugins/wp-o-matic/img/a1263_picture206033.jpgبیل گیتس را دیگر همه می‌شناسند. اگر ندانند او رئیس غول‌ نرم‌افزاری دنیا مایکروسافت بوده است حتما درباره ثروت افسانه‌ای او شنیده‌اند و هنوز هم با وجود ابرثروتمندانی چون وارن بافت و کارلوس اسلیم کسی نمی‌تواند تصور کند عنوان پولدارترین مرد جهان لایق کس دیگری جز بیل گیتس باشد.
اما در واقعیت او علاوه بر این که یک گیک فوق‌العاده است شاید بتواند عنوان بزرگترین کارآفرینی که تاریخ به خود دیده است را هم یدک بکشد. روش کاری او این روزها، در کالج‌های کارآفرینی به عنوان یک الگوی فوق‌‌العاده آموزش داده می‌شود.
در ادامه به ترجمه‌ای آزاد از مقاله‌ای پرداختم که توضیح می‌دهد چطور بیل‌گیتس از کامپیوترش با سه مانیتور استفاده می‌کند یا چطور او با محصولات آفیس در کارهایش موفقیت کسب می‌کند. نکته متمایزکننده این نوشته این است که نویسنده این نوشته کسی نیست جز خود بیل گیتس!

[ آپدیت ] دوست خوبم دکتر مجیدی یک پست پیش از این به نحوه فعالیت بیل‌گیتس اختصاص داده بودند. خواندن پست ایشان را هم توصیه می‌کنم :)

وقتی شما وارد دفتر کار من می‌شوید احتمالا توجه شما به سه صفحه نمایش تخت بزرگی جلب می‌شود که کنار همدیگر به آرامی آرمیده‌اند. این سه با همدیگر چنان هماهنگ‌سازی شده است که مانند یک مانیتور بزرگ به نظر می‌رسد که مرا قادر کرده است بسیار مفیدتر کار کنم.

من توی صفحه نمایش سمت چپ Outlook 2007 را باز نگه می‌دارم تا پیام‌های جدیدی را که هر روز به دستم می‌رسد بتوانم داشته باشم. در صفحه نمایش وسطی من پیام‌ها یا نوشته‌هایی را باز نگاه می‌دارم که مشغول نوشتن یا خواندن‌شان هستم. در صفحه نمایش راستی هم یک مرورگر باز است که بلافاصله بتوانم به جستجو در اینترنتم بپردازم.

من اکثر وقتم را با همکاران و مشتریان می‌گذرانم. برای همین Outlook یک نرم‌افزار بسیار پرکاربرد برای من است. من روزانه حدود ۱۰۰ ایمیل از کارمندان مایکروسافت و بسیار بیشتر از این عدد از مشتریان و شرکا دریافت می‌کنم.

http://ibox.ir/wp-content/plugins/wp-o-matic/img/a1263_picture206029.jpgاین خیلی مهم است که من حرف و فکر مردم درباره محصولات و کمپانی ما را بشنوم. در هر حال من نیاز دارم برای مقابله به خطرات واقعی به اطلاعات بسیار بیشتری از ایمیل‌هایی که به دستم می‌رسد دست پیدا کنم.
در اوت‌لوک ۲۰۰۷ ما یک سری ابزارهایی قرار دادیم که بسیار نسبت به قبل مدیریت ایمیل‌ها را در حجم بالا ساده کرده است. مخصوصا که اکثر اتفاقات به صورت کاملا اتوماتیک و بدون دردسر می‌افتد.

یک چیز مهم این است تمام پیغام‌های صوتی، فکس‌ها و پی‌ام ها (instant messages) که به صندوق پستی من فرستاده می‌شود همه از فناوری‌های واحد ارتباطی ما استفاده می‌کند. این سیستم ارتباطی یک مزیت بزرگ دیگر هم دارد و آن هم این که در هر لحظه کاملا می‌شود فهمید کی در دسترس است و کی در دسترس نیست.

یک چیز خیلی خوبی است که به خاطرش باید تشکر کنم این است که Outlook جدید یک قابلیت اضافه کرده که به من اجازه می‌دهد صندوق پستیم را با تقویمم هماهنگ‌سازی کنم.
قبلا با استفاده از اوت‌لوک من می‌توانستم وظایف و برنامه‌هایم را برای آینده تنظیم کنم اما هیچ وقت به صورت خودکار با تقویم هماهنگ نمی‌شد. این به شدت کمک می‌کند که شما به روز بمانید و این چیزی بود که واقعا نیازش حس می‌شد.

کار کردن بهتر با مردم دیگر این روزها از همیشه مهم‌تر و اساسی‌تر شده است. نه تنها در مایکروسافت، بلکه در هر ارگان دیگری هم همین طور است. SharePoint یک نرم‌افزار است که به شما اجازه می‌دهد یک سایت داخلی بسازید برای انجام پروژه‌های داخل شرکت. من متوجه شدم استفاده از SharePoint بسیار برای انجام کارها با هماهنگی بالا حیاتی است.

برای مثال، هر ساله من یک برنامه اجرا می‌کنم به اسم ThinkWeek که هر کس یک برگه می‌فرستد برای من ( از کارمندان شرکت ) که توی آن درباره یک ایده که می‌تواند مسیر حرکت کمپانی را تغییر بدهد یا یا اسناد مربوط به یک پروژه را دنبال می‌کردیم.
ما قبلا در نگاه اول توجه خود را معطوف به اسناد می‌کردیم اما اکنون به سادگی یک سایت برای درست کردن پروسه‌ها ایجاد کرده‌ایم. در سال بیش از ۳۵۰ طرح ثبت می‌شود. نه تنها من آنها را می‌خوانم و برای تعدادی از آنها کامنت می‌گذارم بلکه دیگر مدیران فنی کمپانی هم قادر خواهند بود دیدگاه‌هایشان را در مورد آنها بیان کنند.
این باعث ایجاد بحث‌های زنده بسیاری و شروع پروژه‌های زیادی می‌گردد که در زمانی که همه چیز روی کاغذ بود، انجام آنها بسیار مشکل می‌نمود.

این نسخه از SharePoint یک سری قابلیت‌هایی اضافه کرده است که به نظر من فوق‌العاده می‌رسد و باعث می‌شود یک شبکه اجتماعی تشکیل بشود . علاوه بر جستجو در شبکه‌های داخلی شرکت‌ها، شیرپوینت شما را قادر می‌سازد تا در میان افراد بر اساس تجربه و تخصص، عنوان شغلی یا دپارتمانی که آنها کار می‌کنند هم جستجو کنید.

در ثانی، کارمندان قادر خواهند بود به سادگی صفحات شخصی برای خود بسازند و در آنها عکس بگذارند و از تجربیات و دیدگاه و علاقه‌مندی‌های خود بنویسند.
شیر پوینت به صورت اتوماتیک ارتباط میان هر پرونده و نویسنده‌اش را یافته و ارتباط میان کارمندان یک تیم را با یک دیگر تعیین می‌کند. این باعث می‌شود که کارمندان با تخصص‌هایی یکسان یا کسانی که در یک شاخه به صورت موازی کار می‌کنند را یافته و میان آنها ارتباط برقرار کنیم. برای مثال هم‌اکنون این سیستم برای ارتباط میان ۸۰۰۰۰ کارمند مایکروسافت در حال برقرار شدن است.

البته این را هم بگویم که اغلب جلسات به این معناست که با همکاران حضوری دیدار کنم یا با استفاده از ابزارهایی چون آفیس LiveMeeting از راه دور صحبت کنم. من اغلب به ایده‌هایی که مطرح می‌شود فکر می‌کنم و آنها را دنبال می‌کنم.
من سعی می‌کنم همیشه کامپیوتر همراهم را با خودم به جلسات ببرم چون در این صورت با استفاده از OneNote 2007 می‌توانم یادداشت‌برداری کنم از جلسات و بعدا سر فرصت آن‌ها را چاپ کنم یا میان نکته‌هایی که برداشتم جستجو کنم.
بر فرض هم که من Tablet PC را فراموش کنم ببرم در آن صورت می‌توانم متون را اسکن کنم و به صورت یک عکس به OneNote اضافه کنم. یک ویژگی خوبی که در OneNote 2007 اضافه شده است این است که بخ صورت اتوماتیک عکس‌های اسکن‌شده را هم می‌شناسد و در بین آنها هم می‌شود به سادگی به جستجو پرداخت.

یک زمانی هم به وجود می‌آید که من شدیدا به دنبال این هستم که به اطلاعاتی از یک صنعت یا تجارت دست پیدا کنم یا آنها را بررسی کنم. با ابزارهای تجسم اطلاعات و هوشمند کسب و کاری که در اکسل ۲۰۰۷ و SharePoint وجود دارد بررسی این اطلاعات که قبلا بسیار مشکل به نظر می‌رسید بسیار ساده‌تر شده است چون حالا دیگر وقتی اطلاعات را در این نرم‌افزارها وارد می‌کنید، آنها در پشت صحنه در یک بانک اطلاعاتی هم ذخیره می‌شوند. و حالا جستجو در میان اطلاعات و به دست‌آوردن ایده‌ها و نگاه‌هایی با واقعیت‌هایی که در حال اتفاق افتادن است بسیار ساده‌تر شده است.

حالا من خیلی راحت می‌توانم بررسی کنم که مفروضات دخیل در یک پروسه چطور می‌تواند بر بازار یک محصول خاص موثر باشد.

http://ibox.ir/wp-content/plugins/wp-o-matic/img/5d732_picture206030.jpg

به هر حال بهبود نرم‌افزارهای آفیس ۲۰۰۷ تاثیر بسیار بزرگی بر شیوه کاری من گذاشته است. فکر می‌کنم هر روز من یک نکته جدید یا ویژگی جدیدی برای انجام کارهایم پیدا می‌کنم و به این دلگرمم که بسیاری از شما هستید که کارهای‌تان را با Office از من هم بهتر و مفیدتر انجام می‌دهید.

بیل گیتس - با احترام تقدیم به صادق جم که حس می‌کنم بیل گیتس را مانند من خیلی دوست دارد.
+ وقتی فانوس‌ها برای جان بیل گیتس روشن می‌شوند
+ مردی که جهان را به بازی گرفت


http://ibox.ir/wp-content/plugins/wp-o-matic/img/5d732_picture205011.jpg

Tags: , , , , , , , , , , , , ,

۱۵ ابزار قدرتمند برای ساده کردن یک زندگی توییتری

توییتر ( توییتر چیست؟ )  روز به روز بزرگ‌تر می‌شود و کاربردهای وسیع‌تری پیدا می‌کند. حالا دیگر ادعای این‌که کسی از همه ریز و بم‌های توییتر با خبر است کمی خنده‌دار به نظر می‌رسد.
برای مثال شما با ابزارهایی برخورد می‌کنید که ممکن است اصلا به فکر چنین ابزار‌هایی نیافتاده باشید. اگر بپذیریم که این از برتری‌های بی‌چون و چرای توییتر نسبت به رقیبانش است آشنایی با « ۱۵ ابزار قدرتمند برای زیبا کردن یک زندگی توییتری » لذت بیشتری خواهد داشت.

اعتراف

http://ibox.ir/wp-content/plugins/wp-o-matic/img/3876f_picture204866.jpg

این سرویس به شما اجازه می‌دهد که به صورت کاملا ناشناس اعتراف کنید! شما با جمله اعتراف می‌کنیم یک توییت را آغاز می‌کنید و توییت در یک اکانت عمومی با عنوان اعتراف منتشر می‌شود. من هم یک بار در مورد یکی از دوستان توییت کردم و هویتم معلوم نشد :)

Twuffer

http://ibox.ir/wp-content/plugins/wp-o-matic/img/3876f_picture204850.jpg

این سرویس به شما اجازه می‌دهد در آینده توییت کنید. یعنی شما یک پیغام برای توییتر می‌نویسید و با استفاده از این سرویس آن را در آینده‌ای که تعیین می‌کنید منتشر می‌کنید. این سرویس برای انتشار یک اعلامیه در زمان خاص مناسب است.

twtpoll

http://ibox.ir/wp-content/plugins/wp-o-matic/img/3876f_picture204854.jpg

توییت‌پول یک سرویس رایگان برای ایجاد یک سرویس نظرسنجی رایگان است. سوال خود را بپرسید و با استفاده از این سرویس در توییتر یا فیس‌بوک یا ایمیل منتشر کنید.

Tweetree

http://ibox.ir/wp-content/plugins/wp-o-matic/img/22b7a_picture204856.jpg

اگر در توییت‌ تری به توییترتان متصل بشوید همان توییت‌ها را می‌بینید با این تفاوت که اگر کسی به کسی رپلای (reply زدن برای پاسخ دادن به یک توییت استفاده می‌شود و نشانه آن @ است) بزند، آن توییت‌ها را به صورت شاخه‌ها یک درخت نشان می‌دهد.
یک خاصیتی که توییت‌تری دارد این است که به سرویس‌هایی مثل توییت‌پیک و یوتیوب وصل است و بدون این که کلیک کنید همان عکس و ویدیوها را به شما نشان می‌دهد.

HelloTxt

http://ibox.ir/wp-content/plugins/wp-o-matic/img/22b7a_picture204857.jpg

با استفاده از هلوتکست شما می‌توانید توی تمام سرویس‌های میکروبلاگینگ بنویسید و بعد با استفاده از هلوتکست، توییتر‌تان هم آپدیت بشود.

Twits Near Me

http://ibox.ir/wp-content/plugins/wp-o-matic/img/22b7a_picture204858.jpg

توییتس نیر می یک سرویس ساده ولی بامزه است که نشان می‌دهد چه کسانی در دور و اطراف شما توییتری هستند :)

Twitbin

http://ibox.ir/wp-content/plugins/wp-o-matic/img/22b7a_picture204853.jpg

توییت‌بین یکی از بهترین افزونه (addon) برای فایرفاکس ( فایرفاکس چیست؟ ) است که به شما اجازه می‌دهد با استفاده از سایدبار فایرفاکس توییت کنید، لینک شیر کنید، پیغام بفرستید و کارهایی از این دست.

Twittervision

http://ibox.ir/wp-content/plugins/wp-o-matic/img/22b7a_picture204859.jpg

توییترویژن کارش نشان دادن محل جغرافیایی توییت‌هاست. شما برای استفاده از این سرویس باید موقعیت خود را مشخص کرده باشید. [جالب است که بدانید همین الان چه کسی از کجای جهان توییت کرد :)

Twessenger

http://ibox.ir/wp-content/plugins/wp-o-matic/img/d8a55_picture204861.jpg

شما کاربر ویندوز مسنجر هستید. Twessenger را هم روی Windows LiveMessenger خود نصب کرده‌اید. حالا کافی است توییت کنید تا تویسنجر استتوس شما در ویندوز مسنجر را به همان چیزی که توییت کردید تغییر دهد.

My Tweeple

http://ibox.ir/wp-content/plugins/wp-o-matic/img/d8a55_picture204860.jpg

می‌خواهید افرادی که فالو کردید یا شما را فالو کردند را مدیریت کنید؟ My Tweeple به شما کمک می‌کند Follow در توییتر را یک امر تحت اختیار خود درآورید و به راحتی کسانی که شما را Follow کردند یا شما آن‌ها را دنبال می‌کنید را در یک صفحه ببینید و فالو یا آن‌فالو کنید یا کلا بلاک بفرمائید.

Tweetburner

http://ibox.ir/wp-content/plugins/wp-o-matic/img/d8a55_picture204862.jpg

این سرویس به شما کمک می‌‌کند لینک‌های‌تان را کوتاه کنید و به توییتر بفرستید. ویژگی این سرویس قدرت بالای آماری آن برای بررسی تعداد کلیک‌های روی لینک شماست.

Mr. Tweet

http://ibox.ir/wp-content/plugins/wp-o-matic/img/d8a55_picture204863.jpg

این سرویس کاملا مناسب شماست اگر بخواهید یک شبکه کوچک از مخاطبین‌تان درست کنید. به قولی دستیار شماست در مدیریت شبکه کاربری شما!

TwitterFriends

http://ibox.ir/wp-content/plugins/wp-o-matic/img/496ac_picture204855.jpg

این سرویس کارش پیدا کردن همین شبکه‌های مخفی کاربری است و با کشف روابط توییتری به شما در این راه کمک می‌کند.

EasyTweets

http://ibox.ir/wp-content/plugins/wp-o-matic/img/496ac_picture204864.jpg

این سرویس یک ابزار مارکتینگ آنلاین است که به شما در گسترش تجارت‌تان کمک می‌کند. شما با استفاده از ایزی توییتز می‌توانید به راحتی میان اکانت‌های خود سوییچ کنید و جابه‌جا شوید،‌ رپلای‌ها را کنترل کنید و حواس‌تان به گسترش تعداد فالورهای‌تان باشد.

tweetwrappr

http://ibox.ir/wp-content/plugins/wp-o-matic/img/496ac_picture204865.jpg

توییت رپر سرویسی برای گسترش دوستی‌هاست. آن هم با هدیه دادن توییتری! این سرویس به شما کمک می‌کند هر موقعیت و مناسبتی را به اتفاقی خوب تبدیل کنید.

یکی از سرویس‌های خوبی که دیگر الان خیلی در توییتر محبوبیت پیدا کرده است سرویسی است که قبلا به شما معرفی کرده بودم. توصیه می‌کنم حتما مقاله « آموزش نحوه ارسال خروجی وبلاگ به توییتر » را بخوانید.

http://ibox.ir/wp-content/plugins/wp-o-matic/img/496ac_picture204849.jpg

از فرصت استفاده می‌کنم و به مناسبت این‌که تعداد کسانی که من را در توییتر فالو می‌کنند از عدد ۱۰۰۰ گذشت از همه دوستانم در توییتر تشکر کنم. امیدوارم بتوانم با  تغییر رویه‌ای که می‌دهم توییت‌های جذاب‌تر و مفیدتری تقدیم شما کنم.
یک فتحی را در توییتر دنبال می‌کنید؟

+ یک پست مهم: چه چیزهایی باعث تعلیق اکانت توییتری شما می‌شود؟
+ بریتنی اسپرز، بر اوج محبوبیت توییتری
+ توییت‌های تاریخی نشان می‌دهند، اینترنت در عصرحجر


http://ibox.ir/wp-content/plugins/wp-o-matic/img/496ac_picture205011.jpg

Tags: , , , , , , , , , , , , ,

eBay دیگر اسکایپ را نمی‌خواهد!

skype_logo_aug08۳ سال بعد از تولید اسکایپ و بعد از شروع رشد اسکایپ، eBay غول تجارت الکترونیک این سرویس و نرم‌افزار را خریداری کرد تا از سود حاصل از این نرم‌افزار استفاده کند و همچنین از این نرم‌افزار و سرویس به منظور تبلیغات استفاده کند. زمانی که اسکایپ به eBay فروخته شد، نرم‌افزار اسکایپ در نسخه ۲ قرار داشت ولی حالا و بعد از گذشت ۴ سال از این معامله (اسکایپ در سال ۲۰۰۵ به eBay فروخته شد و یا به عبارتی eBay در سال ۲۰۰۵ اسکایپ را خرید)، زمانی که اسکایپ در نسخه ۴ قرار دارد و چیزی حدود ۴۴۳ میلیون کاربر دارد! و کاربران فعال آن در روز به چیزی حدود ۱۲ میلیون می‌رسد، eBay تصمیم گرفته است تا اسکایپ را بفروشد!

skypeنمودار فوق نشان‌دهنده روند رشد کل کاربران و کاربران فعال اسکایپ در بازه‌های ۶ ماهِ از سال‌های بعد از واگذاری آن به eBay است (به ترتیب خطوط آبی و قرمز)، خط زرد درآمد اسکایپ را از فروش اکانت برای تماس با موبایل و خطوط ثابت توسط اسکایپ نشان می‌دهد، همانطور که مشاهده می‌کنید حدوداً ۱ سال بعد از فروش اسکایپ به eBay، این شرکت امکان تماس با تلفن‌های ثابت و موبایل را با اسکایپ فراهم کرد و در قبال آن اکانت‌هایی با قیمت‌های مختلف در اختیار کاربران قرار داد. همانطور که در نمودار بالا مشاهده می‌کنید حالا و بعد از ۴ سال از راه‌اندازی این سرویس eBay در هر ۶ ماه چیزی حدود ۱۵۰ میلیون دلار از فروش اکانت‌های اسکایپ درآمد داشته است.

با تمام این‌ها، eBay تصمیم گرفته است تا اسکایپ را به عده‌ای از سرمایه‌گذاران خصوصی بفروشد که احتمالاً یکی از آن‌ها موسسان Netscape خواهد بود، این معامله احتمالاً سه شنبه این هفته انجام خواهد شد. صاحب قبلی اسکایپ نیز تمایل خود را برای پس گرفتن اسکایپ از eBay اعلام کرده است ولی به گذارش نیویورک تایمز نتوانسته است مسئولان eBay را متقاعد کند.

این معامله به ارزش ۲.۷۵ بیلیون دلار انجام خواهد شد. اسکایپ خرید بسیار خوبی است، زیرا اسکایپ در تمام این مدت قابلیت‌ها و کارایی‌های خود را در عرصه تلفن اینترنتی نشان داده است و در میان کاربران نیز از اعتبار خوبی برخوردار است و از همه مهمتر اینکه اسکایپ چیزی حدود ۴۴۳ میلیون کاربر ثبت نام شده دارد یعنی حتی بیشتر از فیسبوک! اگر تیم جدید بتوانند این تعداد کاربر را که روزی چیزی حدود ۱۲ میلیون از آن‌ها از سرویس و نرم‌افزار اسکایپ استفاده می‌کنند را بیدار کند می‌تواند به یکی از بزرگترین دارندگان کاربران اینترنتی تبدیل شود.

Tags: , , , , , , , ,